شمس الدين حافظ
398
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
314 - « نرگس تركانه » باغبان گر پنج روزى صحبت گل بايدش * بر جفاى خار هجران صبر بلبل بايدش اى دل اندر بند زلفش از پريشانى منال * مرغ زيرك چون به دام افتد تحمّل بايدش با چنين زلف و رُخش بادا نظربازى حرام * هركه روى ياسمين و جَعدِ سنبل بايدش رند عالمسوز را با مصلحتبينى چه كار ؟ * كار ملك است آنكه تدبير و تأمّل بايدش تكيه بر تقوا و دانش در طريقت كافريست * راهرو گر صد هنر دارد ، توكّل بايدش نازها زان نرگس تركانهاش بايد كشيد * اى دلِ شوريده تا آن جعد و كاكل بايدش ساقيا در گردشِ ساغر تعلّل تا به چند ؟ * دور چون با عاشقان افتد ، تسلسل بايدش كيست حافظ تا ننوشد باده بىآوازِ رود ؟ * عاشقِ مسكين چرا چندين تحمّل بايدش ؟ * توضيحات : نرگس تركانه ( چشم شهلا و زيبا و مخمور يار ) بايدش ( بايد او را - باغبان را - حرف اضافه - متمم فعل ) منال ( فعل امر - زارى مكن ) جعد سنبل ( گيسوى پيچدرپيچ يار ) تعلل ( باب تفعّل - تن زدن - درنگ ) دور ( گردش ) تسلسل ( پيوسته شدن ) رند عالمسوز ( قلندرى كه ترك همه چيز كرده است ، تاريك دنيا ) تا ( هميشه ) رود ( آلت موسيقى ) معنى بيت ( 1 ) ( اگر باغبان چند روزى احتياج به همنشينى گل داشته باشد و بخواهد مصاحب گل شود براى تحمل به جفاى خار هجران صبر بلبل را لازم دارد - تمثيل ) معنى بيت ( 2 ) ( اى دل براى زلف جانان از پريشانى زارى مكن زيرا كه پرنده چالاك وقتى به دام گرفتار شود بايستى تحمل داشته باشد ) معنى بيت ( 7 ) ( اى ساقى ! در چرخش پياله مى تا چه موقع درنگ روا مىدارى ، گردش پيمانه چون به عاشق رسد ، بايد پيوستگى داشته باشد : تسلسل - ايهام دارد ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - اگر طالب هستيد بايد صبر و شكيبايى داشته باشيد زيرا عسل بدون نيش زنبور ميسر نمىشود . آگاه باش كه از روى ظاهر افراد قضاوت كردن ، اشتباه محض مىباشد مبادا راه اشتباه و غلط را بپيمايى و فريب بخورى در اين صورت انجام هيچ كارى دور نيست . 2 - اين پريشانى و نگرانى جنابعالى بدون سبب و جهت مىباشد و ناشى از ترديد و وسواس و عدم اتكاى به نفس است ، از پدر و مادر نااميد نباشيد آنها آنقدر مهربان و صميمى هستند به ويژه پدرتان كه دل در گروى پيشرفت شما دارد و به چيز ديگرى جز اين فكر نمىكند پس سخنان وى را گوش كنيد و بر خداوند توكل كنيد ، بدانيد كه حتما پيروز مىشويد . 3 - خواجه در بيتهاى 3 و 4 و 6 به ترتيب فرمايد : ( حرام و نارواست بر كسى كه با وجود چهرهء يار و گيسوى وى به نظر كردن بر صورت ياسمن و زلفپيچان سنبل نيازى داشته باشد ) ( قلندر وارستهء از جهان بريده و تاريك دنيا به مالاندوزى كارى ندارد زيرا كشوردارى نياز به چارهانديشى و ژرفنگرى دارد ) ( اين دلآشفته و عاشق ما را گزيرى از آن گيسوى پيچان نباشد ، پس بايد كرشمهء بسيار از چشم شهلاى يار تحمل كند ) خود تفسير كنيد . 4 - اين نيت بر شما مبارك باد ولى بايد ناراحتيها را با آرامى تحمل كنيد و خود را دچار وسواس و اضطراب نكنيد ، اگر مىخواهيد عاقبت كار شما و خانوادهيتان نيكو باشد در 7 شب متوالى سوره مباركه « توبه » آيهء 21 را تا 10 آيه بعد با معنى و حضور قلب بخوانيد كه گشايش بسيار مىباشد .